رومة بالضم،موى اندام و موى زهار،و مثالش در لغت باد خوان گذشت؟. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص754) 
به ضم اول و فتح ميم موى اندام را گويند و موى زهار را نيز گفتهاند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص436) 
- [بضم راء و فتح ميم] موى اندام باشد در مؤيد. مثالش حكيم سوزنى گويد: بيت شد جاى جاى ريخته از ننگ روى او ريشى كه ننگ دارد از ان رومۀ زهار 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص638) 
[اسم][فارسی]موى اندام.و موى زهار. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
[عربی]سريشم. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص1710) 
موى اندام نهانى را گويند.سوزنى گفته است: شد جاى جاى ريخته از ننگ روى او#ريشى كه ننگ دارد ازو رومۀ زهار 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص89) 
رومه (اسم) موى اندام نهانى. رنبه. موى زهار. رم. رنب. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص1524) 